چندین بار

کار سختی بود. همان روز که به موسیقی متن «شبهای روشن» گفتم زنگ گوشیم باشد، می‌ترسیدم از روزی که برسد و من حالم از موسیقی متن شبهای روشن به هم بخورد و برای همیشه از گوشی و لپتاپ و همه چیزم پرتش کنم بیرون. به اندازه‌ای از آن روز گذشته که یادم نمی‌آید زنگ قبلی گوشیم چه بوده. در این روزها و هفته‌ها و ماهها، مطمئنا وقتهایی هم بوده که گوشیم زنگ خورده و موسیقی متن شبهای روشن پخش کرده و من اخم‌هایم به هم فرو رفته از اینکه دلم نمی‌خواسته جواب بدهم و چاره‌ای جز جواب دادن نداشته‌ام. شاید باید تا امروز ازش دلزده شده باشم. شاید باید تا امروز از گوشی و لپتاپ و همه چیزم پرتش کرده باشم بیرون. اما نکرده‌ام.

شبهای روشن از آن فیلمهایی است که بارها دیده‌ام و دوست دارم باز هم ببینم. این را هم بگویم که یکی از عجایب خلقت یکی بودن کارگردان فیلم‌های و پوپک و مش ماشالا شبهای روشن است. موسیقی متن شبهای روشن را از اینجا بگیرید. چند بار گفتم شبهای روشن؟

۸ thoughts on “چندین بار

  1. اینقدر از شبهای روشن توی نوشته های الان و نوشته های قبلی تون خوندیم که به شدت کنجکاو شدیم بریم هر جوری هست تهیه اش کنیم و ببینیمش.

    حالا فقط نمی دونیم از کجا گیرش بیاریم؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *