یک اول دیگر

همیشه فکر می‌کردم باید خیلی روز ترسناکی باشد. فکر می‌کردم صبح که از خواب بیدار می‌شوم باید غمگین و افسرده باشم که می‌خواهم بروم قسط وام بدهم. فکر می‌کردم هزار بار به خودم فحش‌های مختلف در ژانرهای متفاوت می‌دهم روزی که می‌خواهم بروم قسط وام را بدهم.

تا همین دو سه ساعت پیش، من هیچ‌وقت نرفته بودم قسط پرداخت کنم. البته یکی دو بار وام گرفته‌ام اما خودکار پرداخت می‌شد و احساس قسط دادن نمی‌کردم. تا همین دو سه ساعت پیش. از صبح هر لحظه منتظر زنده شدن حس‌های بد و آزارنده بودم، اما هیچ خبری نبود. سوار تاکسی که شدم، گفتم لاید وقتی برسم بانک شروع می‌شود. رفتم بانک و نوبت گرفتم و نشستم و کتابم را باز کردم و باز هم خبری نبود.

همه چیز خوب پیش رفت. اولین قسط را پرداخت کردم.

۲ thoughts on “یک اول دیگر

  1. طعم اولين ها هميشه ماندني است , با همه ي ترس و هراسي ك ناخواسته به همراه دارد , اما لذتي دارد كه جاودانه مي شود . شيريني اش هميشه تازه مي ماند حتي اگر سال ها بگذرد .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *